خاک به روایت مردگان
کاری ندارم که بیژن جلالی شاعر بزرگیست یا نه، به اندازه از او گفتهاند یا بیش از اندازهاش. بیژن جلالی همین قدر که میتواند هنوز من مخاطب را وسوسه کند تا کتاب آخرش را بخرم به گمانم موفق بودهاست. موفق بودهاست که خودش را رعایت بکند و شبیه نباشد جز به بیژن جلالی. از آغاز "روزهای" خودش تا همین "شعر پایان، شعردوری" اش.
بیژن جلالی شاعر ولنگاریست و در این رفتار با احمدرضا احمدی همسایه است. با این تفاوت که او از زیاده گویی دچار شلختگی میشود، در شعرهای بیژن اما آفتاب کاهلی میتابد.
شگفت زده شدن از درخشیدن کلمات در زیر آفتاب کاهل است که به نوشتنم انداخته، منی که شاعران نزدیک به زیست و روزگار خودم نمیتوانند، کمی تکانم بدهند؛ شاعری از چهار، پنج دهه پیش میآید در کتاب آخرش، بارها میخکوبم میکند. این را به کسانی میگویم که شعر را با دهه پیش میبرند و میبینند. فکر کنم چند بار میخکوب شدن از مواجه با شعر، در یک کتاب شعر! دیگر امروزها کمکم دارد به رویا تبدل میشود، اما بیژن جلالی در "شعر پایان، شعر دوری"-اش هنوز جوان، هنوز تازه از مرگ از خاطرات از جوانی و عشق و زندگی نوشته و بهخواب رفته است.
مردهام
وروی چند شعر ناگفتهام
خوابیده
با این همه هنوز عشق را بهخاطر میآورد.
و چگونه مرگ جای عشق را میگیرد
و به تو میاندیشم و لبخندت
و به چند روز آفتابی با هم
و دسته گلهای زیادی برای تقدیم دارد، اگر چه ملالآور.
من از ملال خود میگریزم
با نوشتن یک سطر
من از مرگ خود میگریزم
با نوشتن یک شعر
و من یک دسته گل ملالآور
به شما تقدیم میکنم در سیاهی شب
ودر تمام اینها، این روح شعر است که از چاه کلمات بیژن آب میخورد.
روح من آجرهایی است
که صدای خالی شدنشان
از کامیون میآید.
وبه گمان من اینها میتوانند جواب دندان شکنی باشند به تمام کسانی که از پایان جهان، از پایان شعر حرف میزنند.
من با شعرهایم جوابی
دندان شکن به جهان داده ام
نمیدانم چند دندان جهان شکسته است
ولی خرج دندانسازی من
هر ساله بالا میرود.
عنوان و همهی شعرهای داخل متن از مجموعهی "شعر پایان، شعر دوری" آمدهاند.
پینوشت اول: "گنجشکها..." را میتوانید از کتابفروشی ویستار، چشمه، و کتابفروشی خانهی شاعران ایران تهیه کنید.
پینوشت بعدی: از همه کسانی که در جشن پرواز گنجشکها با واژههایشان آمدند، سپاسگذارم.
پینوشت عاصی: دست بر دهان هفتان نهادن، وهن عظیمی به ساحت آسمان بیستاره ماندهی فرهنگ و هنر ایرانیان است. این دستهای آلوده رسوایی صاحبانشان را رقم میزنند.