داستان ِ ادبيات خاموش جامعهي خنثي
اگر شعر فارسي سالهاست كه در دستهاي خالي هر كس و ناكسي تلف ميشود و جديت خود را از دست ميدهد طوري كه هر ننه ِقمر قهر كردهاي از مادراش چهار تا كلمه زير هم مينويسد و اسماش را ميگذارد شعر و شعر را بازيچهي دفتر خاطراتي خوداش ميكند. داستان فارسي با پشتوانهي سرمايهي بعضي ناشران به يك امر سرگرم كننده تقليل يافته، امر سرگرم كنندهاي كه در پروسهي توليد و تبليغ و مصرف براي ناشرش سودآوري كلاني دارد بدون توجه به اينكه، واقعن چقدر در اين داستانها اثري از ادبيت و هنريت مي توان يافت. البته اين ناشران در دم و دستگاه عريض و طويلشان آنقدر خدم و حشم قلم به دست دارند كه در نشريات الگو ومعيار مناسب توليدات خودشان را ارائه دهند.
سود آوري داستان، نويسنده و كتاب و كلمه و كل اين روند-كار فرهنگي- را خنثي كرده است. اين چاپهاي چندم داستانهاي روشنفكري به كجا بر ميخورد، پژواك و بازتاباش كو، به جز تقريظ و معرفيهاي عوامل دست اندر كار خود ناشر در نشريات روز و دچار روز-مرگي؟
اين توليدات فقط به درد موتور خنثي كنندهي جامعه ميخورند، موتور خنثي كنندهي بلعيدن و پس دادن، جامعهي گاوشدهي لم دادهاي كه تنها ميخورد و نشخوار ميكند و پس ميدهد. آنها هم كه جدياند، به خصوص در شعر، چون كتاب شعر سود آوري ندارد همين كه اسم و رسمي بههم ميزنند وسوسهي قدرت و شهرت و قله شدن، جديتشان را ميخرد تا با چند تا آقاي كلاه و كراواتي وَ خانوم برهنه سر زير تابلوي فلان موسسه و فرودگاه خارجي چند تا عكس يادگاري براي آخر شناخت نامههايشان داشته باشند.
دولت نهم اگر در حرف با پائينترين اقشار جامعه روبرو ميشود، در اصل دست در دست سرمايه داري دارد و با آن بر سر يك سفره است و تير هر دوي اينها طبقهي متوسط را نشانه رفته است. سرمايهداري براي ادامهي سود كردن به غفلت اين طبقه محتاج است، دولت دكتر احمدي-فرديدي هم همين طور چرا كه كوچكترين تحرك و آگاهي اين طبقه تمام فرمولهاي سلطهگرانهي اين دو نهاد را بههم مي ريزد، دولت نهم با شعار عدالت بر سر كار آمد، اما به قول فوكو "وظيفهي ما مواجهه با قدرت است، نه ايجاد عدالت"-1 ناشران سرمايه دار و نويسندگان و شاعران خنثي هم به كمك دولت نهم آمدهاند تا اين وظيفه را از يادمان ببرند و خاموشمان كنند ولي بهتر است بدانند كه "عدالت صرفا به معني شكلدهي دوباره به قدرت است"-2 وَ اولين كساني كه توسط همين شبكههاي پيچيدهي قدرت خرد و له خواهند شد بازيچهها هستند، بازيچههايي كه انتخاب ميشوند، ازشان استفاده يا بهتر بگويم سوءاستفاده ميشود و بعد هم دور انداخته مي شوند، تزئينات فرهنگييي-3 كه اهل سود و سياست هيچ وقت رابطهي قطعي و هميشگييي با آنها ايجاد نميكنند و هميشه موقت بودهاند.
پي نوشتها:
1- زيست-سياست: ميشل فوكو- محمد ايزدي
http://tafaavot.blogspot.com/2008/08/blog-post.html
2- زيست-سياست: ميشل فوكو- محمد ايزدي
http://tafaavot.blogspot.com/2008/08/blog-post.html
3- نگاهي به تركيب "دكوراسيون فرهنگي" در مقالهي دست آخر "گفت وگو" نوشتهي مراد فرهاد پور
http://www.rokhdaad.com/yaddasht-d.php?id=276