هی ری را ،دیر آمدی
دیر آمدی ری را
باد آمد و همه ی رویا ها را با خود برد*
بعضی حرفها استخوان می سوزاندهمسایه،بعضی ها خواب از چشم می دزددهمسا یه، وقتی خدا جواب نمی دهد،باید از افلاطون دل بکنی، دل کندنی سخت .دل بکنی از تمام حرفها و قصه ها و حدیث ها.همسایه از کدام فتح می گویی وقتی تمام ما شکست خورد ه ایم.
سلام
با همه ی اینکه هنوز مردد بودم برای دوباره بودن در این دنیای تخت شیشه ای جلو چشمهایمان امابلاخره آمدم تردیدهایم بیشتر برای چگونه بودن و برای چه بودن بودند و هنوز هم هستند.
نمیدانم این فضا واقعن ظرفیت جدی بودن را نداردیاما حرفی برای گفتن نداریم؟
وکلامی از ابو علی فارمدی که در جواب سائلی گفت:
"بیشتر چیزها که حواس مشاهده می کنند آواز پر جبرئیل است"
باصدای آن زن بی اجازه بخوانید من آمده ام...