تبليغاتX
مکتوب‌های خشتی
اندیشه و ادب

برادر کشی یا حذف غیر خودی!

 

 

پیشانی نوشت:

 

در بخش نخست آنچه که سطرها نوشتند این شد که صوفیان صفوی با بر تخت نشستن دست به حذف کسانی زدند که با اینان نبودند و گاهی هم بر اینان بودند از این رو جامعه را به دو بخش خودی و غیرخودی تقسیم کردند هر چند که تشخص این دسته بندی به خصوص در بخش غیرخودی ها به لحاظ اندیشه نه در تمامیت اجتماع که در صاحبان اندیشه ای بودکه بروزاندیشه شان می توانست در کل اجتماع تسری پیدا کند از این رو صفویان دست به حذف غیر خودی ها زدند و خفقانی ایجاد کردند که تخم هر اندیشه ای که با آنها و نظام مشروعیت بخش شان سرنا سازگاری داشت در حسرت روزنه ای برای برشدن درد ل اندیشه ورزان سوخت این ویژگی تمام حکومت هایی ست که نظام سیاسی شان بر پایه ی یک اید ئو لو ژی مستقر است به عبارت دیگر نظام های ساسی اید ئو لوژیک اگر چه در دوره های پیشا حکومتی نشان نمی دهندو گاهی هم با نقاب مدارا و تساهل به میدان می آیند اما همین که به قدرت دست پیدا می کنند ذاتن منجر به دو دستگی و حذف و بر خورد های شدید می شوند. تا این جا را می توانید مقدمه ای بر بخش دوم بگیرید که قرار است در سطرهای بعدی پا به متن اش بگذارید :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 11:34  توسط فریاد ناصری  | 

ولایت صفویه تیشه ای بر ولایت اندیشه

 

پیشانی نوشت:

با همه ی اینکه در ذهنم روال دیگری برای مکتوب های خشتی چیده بودم چنان که از آدرسی که با آن به اینجا می آئید بر می آید،اما جغرافیایی که امروز در آن به سر می بریم انگار قصد به بردن سرهایی کرده که به تن هایشان، خیلی هم می ارزند،برای همین هر چه خواستم نرسم به این سطر ها که در حضرت جامعه سر بر آورده اند و می آورند،نشد ،نشدننویسم کسانی که امروز در این جغرافیا می زیند اگر می زیندپس سازش کرد ه اند چرا که این جا هر کسی که نساخته،کارش را به تیر غیبی ساخته اند پس اگر زند ه ایم ساخته ایم و اگر فکر میکنیم حرفی می زنیم حتمن در چار چوبهایی که به ما اجازه داده اند به زبان و سطر می آوریم وگرنه سالها پیش باید شانه نشین می شدیم،از چین های این پیشانی نوشت حدودن طولانی که بگذریم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:32  توسط فریاد ناصری  |