تبليغاتX
مکتوب های خشتی
اندیشه و ادب
 

روابط نامشروع کلمات در سووشون

 

نوشتن هيچ قصد خاصي ندارد،نمي خواهد، كه خاص ترين قصد نوشتن خودش است،نه اينكه در نوشته قصد خاصي نباشد،نه، همين كه اولين كلمه رنگ مي گيرد،رنگ هم جهت مي گيرد،جهت به بوي معنا و هدف غليظ ورقيق مي شودكه در ذهن چشم هايي كه در او مي نگرندمعنايي پيدا كند.

براي همين است كه هنوز هم كه نگاه مي كني سووشون يك سر و گردن از خيلي از داستان ها و رمانها بلندتراست. رمان خيال منتشريست كه بزرگترين هنرش در وسعت گرفتن و نپاشيدن است ،وسعت گرفتني كه هر چه بيشتر مي شود چفت و بست هايش استخوان دار تر و گذارگا ه ها و دالان هايش تو در تو مي شود و هزار تو مي شودوسووشون ازاين نگاه بزرگ و هنر مندانه است،همانطور كه جرياني را پيش مي برد،نوشتن را پيش مي برد؛تو به تو دالان به دالان قصه اي مي افروزد.

اگرچه نوشتن در سووشون جهت از خيال تعهد و اجتماع و مبارزه مي گيرد،در كنار گوشه هاي جهتي كه گرفته بازي هاي شيريني به راه مي اندازد كه اگر خوب دقت كنيم،در همين بازي ها ست كه هنر نوشتن رخ نشان مي دهد و رخ مي دهد.

 

مك موهان شاعر وسوسه انگيز

 

مك موهان ازآن شخصيت هايي ست كه از اول در حاشيه ي داستان مي آيد و متني مي شود براي خودش،آنقدر كه داستان با جمله هاي او تمام مي شود،همين حضور و كلام تمام كننده اش ،خود نشان گر نقش برجسته ي اوست ،نقش برجسته اي كه در حاشيه قد مي كشد و بر متن سايه مي اندازد.

مك موهان از آن خواسته هايي ست كه بر خلاف تمدن و فرهنگ است و به حاشيه رانده مي شود ،يعني در زري ميلي ست به مك موهان كه به پس پشت انداخته شده و شكل عوض مي كند و داستان و شعر مي شود از او در ذهنش ....براي ادامه روي اينجا كليك كنيد يا رو نام متن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 16:8  توسط فریاد ناصری  | 

 

زوال ،تاريخ اجتماعي و سمفوني مردگان

پرسش يا سوال؟

اين جريان ويراني از كي و كجا در درداستان هاي ما به راه افتاده ،كجا مي خواهد برسد،بريزد،جريان زوال وفنا،تشريح وروايت ِتباهي وتلاشي ها؟

نت اول:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 21:35  توسط فریاد ناصری  | 

 

از كمر به بالا زن،از كمر به پائين مرد

(خوانشي از داستان ساحل گردِ حسين نوش آذر)

 

شما، اي آبها كه كارآيي به مرهمها

مي بخشيد

...شما اي آبها بزادييد گناهان مرا

هر چه كه باشد-1

 

اگر چه انديشه ي علمي در سير تكويني اش درتاريخ ازدل انديشه ي اسطوره اي برخاسته،اما انگار انسان علم گراي امروزدوباره درفراگردي قابل توجه، به سمت اسطوره و انديشه ي اسطوره اي ميل كرده است.روانكاوي وماركسيسم اگر چه نه به تنهايي، اما دو حوزه ي بزرگ وتكان دهنده ي بينش هاي سنتي اند كه با حضورشان در دنياي عقلاني شده امروز جاي فراخي به اندازه ي مفاهيم شان براي اسطوره باز كرده اند .ماركسيسم با تقسيم نيروي هاي انساني جهان به پرولتاريا و بورژوازي،كه در آن پرولتاريا نماينده ي خير و بورژوازي نماينده ي شر محسوب مي شوند وفرويد در تقسيم بندي هايش از شخصيت و روان آدمي ،دليل بسياري از رفتارها و كردارها را بيرون از حوزه ي خواست آگاهانه ي انسان تبيين كرده اند.ماركس آنها را معلول ابزارهاي توليد وشرايط اقتصادي خوانده و فرويد معلول خواست هاي ناخود آگاه، ناخود آگاهي كه ازآن بي خبريم از آرزو هايش فرويدبسياري از اتفاقات زندگي آدمي را نتيجه ي همان خواست هاي نا خود آگاهي دانست كه ازآنها بي خبريم و با ياد آوري شان مي توانيم گره هاي كور افتاده در روان مان را بگشائيم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 16:13  توسط فریاد ناصری  | 

 

 

برهنگی وآزادی،اروتیسم و گلشیری

 

 

 

برهنگی وآزادی در کشور ما مظلومانه برای بروز و جوشش خود می کوشند، چون چشمه ای که سر به سنگها می زندو بر خلاف نظر مارکس که "جریان برهنگی و عریانی با خشونت و سبعیت انجام می گیرد"-1در کشور ما حجاب و پوشش است که با خشونت و سبعیت انجام می گیردو از بر انداختن حجابها و رسیدن به عریانی ناب است که با خشونت هر چه تمام جلوگیری می شود در این جغرافیا دکمه ها نه با هیجان  و شوق که با ترس و تردید و گاهی با ته مانده ی شرم و حیای سنتی دیر به دیر و یکی یکی وا می شود مگر که فقر با قدرتش به این پرده بر انداختن سرعت دهد

 

دختر سپید اندام سرخ مو

کز پاره های جامه ات پیداست

                                 فقر و زیبایی-2


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 21:17  توسط فریاد ناصری  | 

اروس اثر مینو خواجه الدیناروس اثر مینو خواجه الدین

 

پیشانی نوشت: مائیم و کهنه دلقی ...

 

 

 

وسوسه هایی که به اغوا نمی رسند

 

 

سالهاست طیف وسیعی از کسانی که در جامعه ی ما دارای تجربه ی زیست شهری و تحصیلات دانشگاهی(بخوانید اندیشه ای )* هستند از نداشتن زندگی شخصی مستقل که نمود بارز داشتن حوزه ی خصوصی ست رنج می برند در این میان زنان به خاطر شرایط فرهنگی غالب در کشور فشار بیشتری را تحمل می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:53  توسط فریاد ناصری  |